احمد منزوى

17

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

كار نيك و يار نيك را دوست دارد ، كار بد و يار بد را دشمن گيرد . نسخه‌ها 2 / 1009 ؛ الهيات 1 / 309 . * آداب تصوف . ناشناخته ، در مجموعه 7 گفتار ، كه يكى از آنها « جام جهان‌نماى شاهى » از درويش محمّد فرزند على شاه طبسى است كه در 8 ذيقعدهء 841 ق نگاشته شده است ، به گمان بسيار هر هفت گفتار از هموست ( - انوار الحقايق ، هف ) . آداب تصوف است در 28 « فصل » نسخه تا در ميانه‌هاى فصل سوم كه در « فقر » است افتاده و فصل 28 در « فنا » است . . . . 4 - رياضت ، 5 - مراقبت ، 6 - تقوا ، 7 - خلوت ، 8 - تفكر ، 9 - خوف ، 10 - رجاء ، 11 - صبر ، 12 - شكر ، 13 - ارادت ، 14 - شوق ، 15 - محبّت ، 16 - معرفت ، 17 - يقين ، 18 - انس ، 19 - سكون ، 20 - توكل ، 21 - رضا ، 22 - تسليم ، 23 - ديده نشد ، 24 - قرب ، 25 - تجريد ، 26 - غيبت و شهود ، 27 - اتحاد و توحيد ، 28 - فنا . نسخه‌ها 2 / 1009 . دايرة المعارف ، 1 / 22 عكسى ، فيلم 1 / 640 ؛ نشريه 6 / 510 . * آداب الحروف . ن - حروف . * آداب خرقه : خرقه . نجم الدين كبرا - آداب صوفيه . * آداب خرقه پوشيدن . سهروردى - مناقب التصوف . * آداب الخلافه . ابراهيم فرزند محمد . آغاز : سپاس بىقياس و حمد بىحد مالك الملكى را كه خلافت . توپكاپى 1 / 83 . * آداب الخلوه : خلوت : شرايط خلوت . علاء الدوله سمنانى بيابانكى ، ركن الدين ابو المكارم احمد فرزند محمّد ( 659 - 736 ق / 1261 - 1336 م ) . ( - خلوت ) نسخه‌ها 2 / 1140 ؛ اعلام 2 / 1473 ؛ طبقات 8 / 10 ؛ ذريعه 9 / 733 « ديوان علاء سمنانى » ؛ ريحانه 3 / 99 ، طرايق الحقايق 292 ؛ مشار ، مؤلفين 4 / 282 ؛ فيلم 1 / 474 « بندى در خلوت » ؛ نشريه 5 / 194 « شروط خلوت » . بلوشه 1 / 104 . * آداب خلوت . كرمانى - خلوت . * آداب خلوت : خلوت . عزيز نسفى ، عزيز الدين فرزند محمّد ( 628 - 617 ق ) كه ياد او در « آداب اهل تصوف » گذشت . در آداب چله نشينى و ذكر و عروج صوفيان در 4 « فصل » : 1 - در بيان طاعات و معصيّت ، 2 - شرايط چله ، 3 - آداب ذكر گفتن ، 4 - عروج اهل تصوف . و سربندهاى « اى درويش » . كه در مجموعه رساله‌هاى او ( ص 101 - 110 ) چاپ شده است . وى در پايان رسالهء « عشق » خود از اين گفتار ياد كرده و اينكه آن را در شيراز نگاشته است . آغاز 1 : . . . اما بعد ، چنين گويد . . . كه جماعت درويشان از اين بيچاره درخواست كردند كه مىبايد كه در شرايط چله و در آداب و ذكر گفتن و در عروج اهل تصوف . آغاز 2 : حمد له ، عاقبت ، صلات ، بدان اعزك الله فى الدارين كه اهل تصوف جمله : در اين منزل چهارمند و پنجمند و اهل تصوف قومى